درباره وبلاگ

خدای مهربون یارتون . . . .برای تبادل لینک این وب و عشق بی انتهای پسره تاریکی ها ...؟ لینک کنید اولین فرست که به لینک رسیدم رو چشم عزیزم حتما لینکت میکنم > > > >\ > > > . . . . . این غربت زده تنها رو فراموش نکنید تنهای هام دار کم کم از بین ام میبره . منتظرم عزیز های دلم حالم من بد نیست غم کم می خورم کم که نه! هر روز کم کم می خورم آب می خواهم، سرابم می دهند عشق می ورزم عذابم می دهند خود نمی دانم کجا رفتم به خواب از چه بیدارم نکردی؟ آفتاب!!!! خنجری بر قلب بیمارم زدند بی گناهی بودم و دارم زدند دشنه ای نامرد بر پشتم نشست از غم نامردمی پشتم شکست سنگ را بستند و سگ آزاد شد یک شبه بیداد آمد داد شد عشق آخر تیشه زد بر ریشه ام تیشه زد بر ریشه ی اندیشه ام . . . . . . . . . . . . بخونید و لذت ببرید فقط گریه تون نگیره ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـق یـه جوون مـیاد مـیزاره گـلای سـرخ شـقایـق بی صـدا میشکنه بغضش روی سـنـگ قبـر دلدار اشک میریزه از دو چـشـمش مثل بارون وقت دیدار زیر لب با گـریه مـیگه : مـهـربونم بی وفایـی رفتی و نیـسـتی بدونی چـه جـگر سـوزه جـدایی آخه من تو رو می خواستم اون نجـیـب خوب و پاک اون صـدای مهـربون ، نه سـکــوت ســرد خــاک تویی که نگاه پاکت مـرهـم زخـم دلــــم بـود دیدنـت حـتی یه لـحــظه راه حـل مشکـلـم بود تو که ریـشه کردی بـا من، توی خـاک بی قراری تو که گفتی با جـدایی هـیـچ مـیونه ای نداری پس چـرا تنهام گذاشـتی توی این فـصل ســیاهی تو عـزیـزترینی اما یه رفیـق نــیـمه راهــی داغ رفتنـت عـزیـزم خط کـشـیـد رو بـودن مـن رفتی و دیگـه چـه فایده ناله و ضـجـّه و شیـون تو سـفر کردی به خـورشـید ،رفتی اونور دقایق منـو جا گذاشتی اینجا با دلی خـســته و عاشـق نمـیـخـوام بی تو بمـونم ، بی تـو زندگی حرومــه تو که پیش من نبـاشـی ، هـمـه چـی برام تمـومه عاشـق خـسـته و تنها سـر گـذاشـت رو خاک نمناک گفت جگر گـوشـه ی عـشـقو دادمـش دسـت توای خاک نزاری تنها بمونـه ، هــمـدم چـشـم سـیـاش باش شونه کن موهاشو آروم ، شـبا قصـه گو بـراش باش و غـروب با اون غـرورش نتونسـت دووم بـیـــاره پاکشـیـداز آسـمـون و جاشـو داد به یـک سـتاره اون جــوون داغ دیـده با دلـی شـکـسـته از غـم بوسـه زد رو خـاک یار و دور شد آهسـته و کم کم ولی چند قدم که دور شد دوباره گـریه رو سـر داد روشــــو بــر گــردونـــد و داد زد بـه خـدا نـمــیـری از یا . . . . . . . . . . . . . خیلی وقت دیگه نیستی بودنت شده یه حسرت میرم و تنها میمونی که بشه برات یه عبرت روزگاری دل ما هم گره خورده بود اما من که شیدایم و تنها انشالله نباشی تنها روزگار ما همینه,روزگار دل بریدن میشینم تنهای تنها,از ته دل آه کشیدن میروم و رو شونه هایم مونده یه نگاه خسته پبش تو به یادگاری میذارم دل شکسته میرم اما تو بدون که زخمیم,پرهام شکستن من که رفتم اما قومی به امید تو نشستن سهم من خاطره بود وحسرت یک دل پرخون تو ولی خوش باش تا خوشحال میگذره شبهای مجنون . . . . . . . . . . . متن ترانه همدم کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه کنارم هستی و باز هم بهونه هامو میگیرم میگم:وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم از اینجا تا دم دربرهم بری دلشوره میگیرم فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن با هم محله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم میدونم که یه وقت هایی دلت میگیره از کارم روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوست دارم تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری تو هم از بس منو میخوای یه جورای خودآزاری کنارم هستی و انگار همین نزدیکیاست دریا مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا قشنگه ردپای عشق میاد زیر چتر برف اگه حاله منو داری می فهمی یعنی چی این حرف میدونم که یه وقت های دلت میگیره از کارم روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوست دارم تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری تو هم از بس منو میخوای یه جورای خودآزاری
آخرین مطالب
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان тωσ σƒ υѕ αℓσηє و آدرس lovewihteyou.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان
тωσ σƒ υѕ αℓσηє
вι ηαм & вι кαѕι
چهار شنبه 17 مهر 1392برچسب:اس ام اس غمگین, :: 13:36 ::  نويسنده : вι ηαм & вι кαѕι       

بدون اینکه “مار” ی در کار باشد
مزه ی “زهرمار” را میچشم وقتی نیستی…
.
.
.
تا نباشد این جدایی ها، نداند قدر یاران را،
کویر خشک می داند، بهای قطره باران را…
.
.
.
ندارم لحظه ای از تو رهائی / امان از عشق و این رهائی
تمام ترس من ناگفته پیداست / مبادا بین ما افتد جدائی . . .
.
.
.
گفـــــته بودمـ بی تـــو سخــــت میگــــــذرد بـی انـصـافــــــــ !
حـــــرفمـ را پس میگــیرمـ
بــی تــــــو انگـــــــار اصـلا نمـیگــــــذرد …
.
.
.
جدا ماندن از کسی که دوستش داری
فرقی با مردن ندارد
پس عمری که بی تو میگذرد
مرگیست به نام زندگی
.
.
.
چشمامو وقف تــو کردم ،
دل به خلوت تــــو بستم ،
هم ترانه پس کجایی ؟!
من که مردم از جدایـی ،
دل شکسته و غــریبم ،
جون میدم اگـــه نیایی
.
.
.
بـــاد آورده را بــــاد مــی بــــرد ، قــبـول !!!
اما تو که با پاهای خودت آمده بودی ، چرا ؟!
.
.
.
رفت و دیگر ندارمش
تقصیر خودم بود
ته این همه شعر که برایش نوشتم
نقطه نگذاشتم.
.
.
.
خدا خیــــر بدهد این کفشــــهای بنـــــد دار را!
که رفتنتــــ را دقیقــــه ای به تاخیــــر می اندازنـــد…
.
.
.
حافظ هم ..
از من کلافه است !
بس که ..
آمدنت را فال گرفتم !
.
.
.
” او رفت ”
.
و این خود
شعر بلندی است …
.
.
.
جدایی به روز آدم چیزی نمی آورد …
به شب آدم، اما … !
.
.
.
گلم خاری شد و با بادها رفت
اثر از ناله و فریادها رفت
خیال وصل می پختیم هیهات
چه آسان می توان از یادها رفت
.
.
.
در یک لحظه تمام شد
او رفت…
دو کلمه ای که معنای زندگی ام را برای همیشه تغییر داد . . .
.
.
.
جداکه شدیم هر دو به یک احساس رسیدم
تو به فراغت من به فراقت . . .
یک حرف تفاوت که چیز زیادی نیست . . .
.
.
.
حالا که رفته ای
غمگینم
به سراغ حافظ می روم
همین را می گوید:
« برود از دل ِ من
وز دل ِ من آن نرود »
.
.
.
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن / ابتدای یک پشیمانیست حرفش را نزن
گفته بودی چشم بردارم از چشمان تو / چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن
.
.
.
آخرین بـاری کـه از تـه دل
بـرای رفـتـنـت گـــــریـه کــردم
گـفـتـی: تـمـامـش کـن . . .
از آن روز
بـه احـتـرامـت
چـنـان از تـه دل مـی خـنـدم
کـه گــاهــی فــرامــوشـــم مـــیـشــود
رفـــــتـــــه ای …
.
.
.
مداد را برداشتی . . .
طرح مرا نه آنگونه که هستم ..،
همانگونه که می خواستی کشیدی ..،
تمام بهانه رفتنت این است که عوض شده ام ..،
مداد را برمی دارم، طرح تورا همانگونه که هستی می کشم..،
می توانی بروی…
.
.
.
جدایی درد بی درمان عشق است
جدایی حرف بی پایان عشق است
جدایی قصه های تلخ دارد
جدایی ناله های سخت دارد
جدایی شاه بی پایان عشق است
جدایی راز بی پایان عشق است
جدایی گریه و فریاد دارد
جدایی مرگ دارد درد دارد
خدایا دور کن درد جدایی
که بی زارم دگر از آشنایی



چهار شنبه 17 مهر 1392برچسب:دکلمه, :: 13:28 ::  نويسنده : вι ηαм & вι кαѕι       

از من فاصله بگیر

اینجا حرفا یک دل است

اینجا قربت و غم است

به سمت من نیا که باوجودت درد تنهاییم بیشتر خواهد شد

بگذار رنج تنهایی خودم را خودم بکشم

من از زجر کشیدن در خودم لذت میبرم

طاقتم زیاد است 

اما

طاقت درد هایی را که فردا بر دلم میذاری را نیدارم

من طاقت دوریت را ندارم

به سمت من نیا

با نگاه گیرایت صدایم نکن

من مسافری هستم که چند روز در نگاهت میمانم

من از احساس میترسم

مرا ترسانده اند

من از محبت میترسم

مرا ترسانده اند

من تا ابد محکومم به سمت قربت

من قدر روشنایی را ندانستم

من تنها مسافری غریبه هستم

خوب میدونم روزی در همین جا مرگ را با درد هایهم جشن بگیرم

به سمت من نیا

من زخم کهنه ای بر دل دارم



چهار شنبه 17 مهر 1392برچسب:درد, :: 13:27 ::  نويسنده : вι ηαм & вι кαѕι       

 

گــــفته باشــــم !.!.!مـــن درد مــــــــی کــشــم ؛تــــو امــــا …. چشم هـــــایت

را ببنـــــــد !سخت است بـدانـــــم می بینی ، و بی خیــــــــــالی … !...



چهار شنبه 17 مهر 1392برچسب:جملات درد ناک, :: 13:26 ::  نويسنده : вι ηαм & вι кαѕι       


مرور میکنم آرزوهایم ، بی قراری هایم ، دلتنگی ام را

 

 

هستم؛ اما نمی دانم این بودنم زندگی ست یــــا

 

 

مرور الفبای روز مردگی !!

 

 

چندین سال است خودم را رها کرده ام

 

 

سبک شده ام؛ اما نه از غم، از ...

 

 

در هیاهوی رویاها گم شده ام...

 

 

نمی دانم حقیقت کدام است من یا رویا

 

 

فقط می گردم... تمام خودم را مرور می کنم...

 

 

نشان من فقط تصویری است سیاه و سفید

 

 


رها نمی شوم از زنجیر جبر ، از ...

 

 

سالهاست ورق میزنم روزهایم را و لمس می کنم

 

 

اضطراب گذر ثانیه ها را...

 

 

نقطه می گذارم آخر سطر و باز حرکت از نو ...

 

 

گویی تمام خط های زندگیم در تسلسل گرفتار شده اند

 

 

و در طلب نقطه پایان می سوزند...

 

 

روزگارم نمکدانی شده که لحظه لحظه، مشت مشت

 

 

 « نمک بر زخمم میپاشد »

 

 

و دلتنگی را با دلشوره می آمیزد...

 

 

دیر زمانیست میان ماندن و رفتن گرفتارم

 

 

دیر زمانیست من و تنهایی همبستر شده ایم و

 

 

حاصل این رابطه نامشروع  « انتظار وهراس »

 

 

دیر زمانیست به سکوتم کشانده اند واژه ها ..

 

 

وقتی عاجز از بیان درد هستند

 

 

 



چهار شنبه 17 مهر 1392برچسب:دوست, :: 13:24 ::  نويسنده : вι ηαм & вι кαѕι       

ميدوني چه موقع ميتوني بفهمي يه دوست واقعي داري؟

زيادسخت نيست ...

توروزايي سختي ميتوني اينو خيلي راحت بفهمي...........

 



چهار شنبه 17 مهر 1392برچسب:بدبختی, :: 13:22 ::  نويسنده : вι ηαм & вι кαѕι       

ديگرنه شلوارپاره نشانه فقراست...

نه سكوت علامت رضاست

دنياي عجيبي شده واقعا!!!

ارزش هاعوض شده اند...........

وعوضي ها باارزش..........

 

 



سه شنبه 16 مهر 1392برچسب:, :: 9:42 ::  نويسنده : вι ηαм & вι кαѕι       

خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن

ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن

خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه

لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه

یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند

یکی با دست ناپاکش گلای باغچمو سوزوند

تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو

هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو

خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم

نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم

نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم

از این فصل سکوت و شب غم بارونو بردارم

نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی

تو که بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی

تو این رویای سر دم گم .خداحافظ گل گندم

تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم

خداحافظ گل پونه . که بارونی نمی تونی

طلسم بغضو برداره .از این پاییز دیوونه

خداحافظ...



سه شنبه 16 مهر 1392برچسب:, :: 9:37 ::  نويسنده : вι ηαм & вι кαѕι       

w385_1338100367_11.jpg

 

 

سلامتی کسایی که به پای رفاقت سوختند؛ ولی به نام رفاقت سکوت کردند.

سلامتی کسایی که رفاقتشون بی منته.

سلامتی کسایی که به پای رفاقت جون میدن ؛ ولی هرگز ادعای رفاقتشون نمیشه.

رفیق چهار حرفه، ولی اگه رفیقتو فراموش کنی خیییلی حرفه!به سلامتی همه رفقا.


به سلامتی اون رفیقی که رو طاقچه دلش گاهی قاب مارو هم یه دسمال میکشه.


به سلامتی پسری که رفت سربازی مرد شد....  اما اومد دید اونی که دوستش داره زن شده...


ب سلامتی پسری که تو پادگان وقت شام به یاد دوست دخترش. اما دوست دخترش داره با یکی دیگه تو رستوران شام میخوره.


ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ ..... ﺗﺎ ﺁﺧﺮﺵ ﺩﺭ ﺭﻭ - ﺭﻭﯼ ﻫﻤﻪ ﺑﺴﺖ!....


سلاﻣﺘﯿﻪ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﺷﺐ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﻋﺸﻘﺸﻮ ﺑﻔﺮﺳﺘﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻭﻟﯽ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺗﻮ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻋﺎﺷﻖِ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ.....


به سلامتی اون پیرمردی که وقتی ازش پرسیدن عشق چیه؟ گفت همونی که منو پیر کرد


به سلامتی اونی که میدونی هیچوقت نمیتونی بهش زنگ بزنی ولی . بازم دلت نمیاد شمارشو پاک کنی..


به سلامتی کسی که اونقدر به یادشیم که اگه به یاد خدا بودیم نصف بهشت مال ما بود!!!


 سلامتی سنگ های کف دریا که مثل خودمون آب از سرشون گذشته!

  به سلامتی (تنهایی) ام که هروقت بهش (خیانت) کردم بازم اومد سراغم....

ب سلامتی کسی ک واسش گریه کردی و اون رفت واسه دوستاش تعریف کرد و خندیدند

سلامتی اونایی که خوابشون پریشونه و به جای شب بخیر شنیدن آهنگ غمگین گوش میدن و اونقدر گریه میکنن تا خوابشون ببره!

بسلامتی اونی که باهاش بهم زدی; 
بهش إس میدی تو بغل یکی دیگه میخونه، میگه ولش کن مزاحمه.....

سلامتیه اونایی که به پای هم پیر شدن ولی از هم سیر نشدن

به سلامتی سگ های ولگرد خیابون که با یک تیکه استخوان و دست نوازش تا آخر عمر وفا دار آدم میمونن.
مثل بعضی از آدما نیستن که بعد اینکه دنیایی بهشون محبت میکنی آخرشم دستت رو گاز بگیرن.

پیکت را بالا بگیر :بزن به سلامتیه :آرزوهایی که هیچگاه لمس نکردی، بزن به سلامتیه :عشقی که طالعش با تو نبود و هنوزم دوستش داری، بزن به سلامتیه :شبهایی که تو در تنهایت گریه کردی و ندونستی چرا..

به سلامتی کسی که بخاطرش اشک عزیزترین کسم (مادرم) رو در آوردم .
به سلامتی کسی که بخاطرش تو روی پدرم وایسادم.
به سلامتی بی وفایی که بخاطرش اشک خیلی هارو در آوردم.
هرجا هستی با هرکی هستی خوش باش.

سلامتی خودم....  که بهتر از همه بلد بودم بهش دروغ بگم. ولی نگفتم.
سلامتی خودم...  که راحت می تونستم خیانت کنم..  ولی نکردم.
سلامتی خودم...  که تو بدترین شرایطش هم ترکش نکردم.
سلامتی خودم... که این همه احمق بودم!

 

پیک آخرم را می نوشم به سلا متی خدا....
که تمام ارزوهامو دونه به دونه جلوی چشمام پرپر کرد تا عظمتش را نشونم بده....

 

 



سه شنبه 16 مهر 1392برچسب:, :: 9:36 ::  نويسنده : вι ηαм & вι кαѕι       
 
 
پیکت رو بالا بگیر:
 
بزن به سلامتیه ارزوهایی که

هیچگاه لمس نکردی

بزن به سلامتیه عشقی که

طالعش با تو نبود و هنوزم دوستش داری

بزن به سلامتیه شبهایی که
تو در تنهایت گریه کردی
و ندونستی چرا!
بزن به سلامتیه دوستانی که
از پشت خنجر زدند
بزن به سلامتیه اون که گفت
دوستت دارم
اما
تا اخرش

نموند..

 



سه شنبه 16 مهر 1392برچسب:, :: 9:34 ::  نويسنده : вι ηαм & вι кαѕι       

 

یعنی می شود روزی برسد که بیایی مرا در آغوش بگیری . . .


بخواهم گله کُنَم ، بگویی هیس ، همه کابوس ها تمام شد . . .

 

 

در گوشم بگویی : برای همیشه ماله من شدی . . .

 

 



سه شنبه 16 مهر 1392برچسب:, :: 9:26 ::  نويسنده : вι ηαм & вι кαѕι       

 

51443999104531843600.jpg
به سلامتی سربازی که 55 دقیقه تو نوبت تلفن بود تا چند

         دقیقه با عشقش صحبت کنه ولی جز این چیزی نشنید

         ((مشترک مورد نظر در حال مکالمه می باشد))



سه شنبه 16 مهر 1392برچسب:, :: 9:21 ::  نويسنده : вι ηαм & вι кαѕι       
دل من مبتلای عشقت

شدم عاشق در هوای عشقت

بنوازم نوای جانسوزی

از غم فراق جانکاه عشقت

 

چه صبوریها کردم در ره تو

تا شوم در نظرت لایق عشقت

شده ام عاشق و مدهوش و مست

از بوی شفا بخش عشقت

 

دیوانه شود هر که بیند

چون من در ردای عشقت

گر من بمیرم و روم در خاک

هرگز نرود زیادم،هوای عشقت

 

بر همگان شود آشکارا

رخ زیبای وصال عشقت

تیر غم تو برفت، در دل من

چون لیلی مجنون عشقت

 

هرگز نشود، ز یادم فراموش

چون رفته به تن،خاک عشقت

هرگز نشوم، ناامید من

چون وفادارم، در پای عشقت

 

گر شوی مثل من، تو عاشق

چون من بکشی، بلای عشقت

شاعر تو اگر دوا خواهی بر عشق

سجده بکن بر خدای عشقت

 



دو شنبه 15 مهر 1392برچسب:, :: 16:26 ::  نويسنده : вι ηαм & вι кαѕι       

سلام به دوستای گلم 

 

قطعاً الان خیلی هاتون خوشحالید که سری جدید اس ام اس تیکه دار اومده !

 

ولی قراره یه سری بدجوری حالشون گرفته شه ، گرفته که چه عرض کنم ، قراره بسوزن !

 

نمیخوام قیفُ قُپی بیام ! ولی اگه ۱ درصد هم راه داره طرفتون رو ببخشید . . .

 

میدونم این پیامک ها واسه رابطه هایی هستش که :

 

به صورت ناشیانه و البته بعضیاشون هم لاشیانه ، به هم میخوره و جاشو میده به نفرت،

 

ولی به اینم فکر کنید شاید به صلاحتون نبوده دیگه ادامه داشته باشه !

 

جَوّ ِ ماه عسل منو نگرفته ها !! حال امروزم اینجوریه 

 

 

مشکل از خود ماست !
واسه کسی که یه قدم واسمون برمی داره،
دو کیلومتر پیاده می ریم . . .
.
.
.
یـه رابـطـه فـقـط مـخـصـوص دو نـفـره…
ولـی بـعـضـی احـمـق ها،
شـمـارش بـلـد نـیـسـتـن !
.
.
.
امــــــــان از روزی که یــــــــه ۲زاری ,
خـــودشو تــــراول فــــــــــرض کنـــــه !
.
.
.
تمـــام غصــه هــایــی را کـــه بــرایـــت خـــوردم!
بـــالا مــی آورم
طـــعـــم بـــیهودگـــی مــیــداد…!
.
.
.
زمانی آرزوی هر روز دیدنت را داشتم،
اما هر روز ندیدنت آرزوی امروز من است . . !
.
.
.
بعضیا کات مات حالیشون نیست !
فقط دوس دارن بازی کنن !
.
.
.
بعضیا لازمه کنارت نباشن . . !
کنارت که باشن تنهاتری . . !
پس خواهشن نباش . . !
.

 

…کـمـیّت مهم نیست !
کـیـفـیـت مهمه که توام نداشتــی !
.
.
.
فهمیده‌ام که نفرت هم مثل دیگر احساسات
مثل عشق ، قیمت دارد
تنفر را هم نباید خرج هر کسی کرد . . .
.
.
.
تمام زندگی ام را میدهم که برگردی
و همین که برگشتی بگویم:
“دیگر نمی خواهمت گــ ــمــ ــشــ ــو”
.
.
.
پر گرفتم
حتی پرواز را هم تجربه کردم
ای کاش زودتر می رفتی . . .
.
.
.
به بعضی ها هم باید با متانت خاصی گفت :
لطفا یه دهن برامون خفه شو …
.
.
.
بعضیا هم مثه این دیوارای تازه رنگ شده میمونن ؛
فقط هستن ولی نمیشه بهشون تکیه کرد ،
اگرم تکیه کنی سر تا پای خودتو کثیف کردی …
.

خیلی وقت است که کــــات گفته ام . . .
ولی تو همچنان برایم بــــازی میکنی . . .
.
.
.
آن روز ها هیچ چیزمان به هم نمیخورد ،
اما الان حسابی حالم از تو به هم می خورد . . .
.
.
.
این روزها قدم که میزنم ، منحرف میشوم به سمت چپ !
در قلب من چیزی سنگینی می کند مدام …
باید بیرون بیندازمت …
.
.
.
واقعا چه فایده ؟
بالای خط فقر باشی و زیر خط فهم …
.
.
.
می دونی چیه رفیق؟اولا به نظر می رسید که زندگی بی تو یعنی هیچ …
حالا که رفتی فهمیدم که فقط به نظر می رسید …
.
.
.
یه بیماریه مادرزادیه لاعلاج داریم :
“هرکی رو میبینیم فکر میکنیم آدمه”
.
.
.
یه سری آدما رو نباید بالا برد
باید بالا آورد . . .
.
.
.
در کودکی در کدام بازی ، راهت ندادند ،
که امروز ، اینقدر دیوانه وار ،
تشنه ی “بازی کردن” با آدم هایی؟!
.
.
.
گاهی چه اشتباه از کــاه ، کـــوه میسازیم
بایـــد به چــارپـایـان میـــدادیم بخـــورنشان
.
.
.
گاهی هرگز نرسیدن بهتر است
مثلا” هرگز نرسیدن تو بـــه من
اگه از زندگی کسی می ری بیرون ، سعی کن کامل بری بیرون
حتی پوست تخمه هاتم جمع کنی با خودت ببری…
.
.
.
مقصر خود ماییم
عشق را به کسانی ارزانی میکنیم که
از زندگی ، جز آب و علف روزانه، نه میفهمند , نه میخواهند!

.
.
محبت هایت را شمردم !
درست بود اما این عشقت را پس بگیر ، گوشه ندارد …هیــس !
کــــمی آرامــــتـــر تنـــــها شــــو
بی صـــــدا تــــر بـــشــــکــــن
آهــــســــتــــه تـــر سراغـــــش را بگـــــیـــــر
مـــمــــکــن است بــــیـــدار شــــود
وجــــــــدان نــــــداشتــــــه اش !
.
.
.
به بعضیا باید گفت یه برنامه بذار دیگه نبینمت . . .
.
.
.
یاد گرفتم
دستانم اینبار که یـــخ کرد
دیگر دستانت را نگیرم
آستین هایم از تو با ارزشتر و ماندنی ترند
.
.
.
مثل لیوانی شده ام که لبه اش پریده باشد!
تشنه که شدی مراقب باش !
عجیب وحشی ام…
.
.
.
آب نریختـــــم که برگردی
آب ریختـــــم تـــا پاک شود
هر چه رد پای توست ، از زنـــدگیـــ ام…!
.
.
.
چـه تـجـارت نـاشـیـانه ای بـود
آن هـمـه نـازی کـه مـن از تـو خـریـدم . . .

همه می خواهند جای تو را بگیرند بی آنکه بدانند تو هم دیگر جایی نداری …
.
.
.
گاﻫﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﻻﺯﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒﺮﯾﻢ

ﯾﺎﺩ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻧﺒﻮﺩﻧﺸﺎن ﺑﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ !
.
.
.
پایان سریال دروغ هایت بود آخرین لبخندت

و چه ساده بودم من که تا تیتراژ پایانی به پای تو نشستم …
.
.
.
گفتی : “منو فراموش کن
اما بپرس “ارزش به یاد موندنو داری ؟؟؟”
.
.
.چه فرقی می کند
عاشق تو باشم
یا عاشق رنگین کمان
وقتی هر دو هفت خطید؟!!
.
.
.
یه زد و خورده ساده بود ! تو جا زدی ؛ من جا خوردم!
.
.
.
فقط یکــیو می خوام که باهاش برم کافه گرامافون …
ربات هم بود…بود!
بی احســاسیش شــرف داره به احساس ِ بعضی ها!
.
.
.
لیاقت می خواهد واژه ” ما شدن
لیاقت می خواهد ” شریک ” شدن
تو خوش باش به همین ” با هم ” بودن های امروزت
من خوشم به خلوت تنهایی ام
تو بخند به امروز…
من میخندم به فرداهایت
.
.
.
دوره ای شده که حاضرم جای “پت”باشم…
اما یه دوست واقعی مثل “مت”داشته باشم!
تلفنت بوق اشغال میزند ، گوشی را بد گذاشته ای یا دلت را ؟



دو شنبه 15 مهر 1392برچسب:, :: 16:19 ::  نويسنده : вι ηαм & вι кαѕι       

 

هیس . . .
حواس تنهایی ام را با خاطرات باتو بودن پرت کرده ام !
بگو کسی حرفی نزند !
بگذار لحظه ای آرام بگیرم . . .

 

 

 

 

 

 

لعنتی ها تنهایی ات را پر نمیکنند ، فقط خلوتت را میشکنند . . .

 

 

 

 

 

 

دست به صورتم نزن !
می ترسم بیفتد . . .
نقاب خندانی که بر چهره دارم! و بعد . . .
سیل اشک هایم تو را با خود ببرد . . .
و باز من بمانم و تنهایی . . .

 

 

 

 

 

 

کفشهایم را نده !
پا برهنه میروم تا در تنهایی خود با نگاه کردن به پاهایم عبرت بگیرم !
که من کجا و تو کجا . . . !
فرستنده : رها

 

 

 

 

 

 

تنهایی آنجایی ست که نبودنت آه هیچکس را بلند نکند !

 

 

 

 

 

 

ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺟﺎﯾﻰ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﻰ ﺯﺍﻧﻮﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺗﻨﻬﺎﯾﻰ ﺑﻐﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻯ ﺑﻪ ﺟﺎﻯ ﻫﻤﺪﺭﺩﻯ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﭘﻮﻝ ﺧﺮﺩ ﻣﻰ ﺍﻧﺪﺍﺯﻧﺪ . . .

 

 

 

 

 

 

درد تنهایی کشیدن مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی‌ روی کاغذِ سفید !
شاهکاری میسازد به نامِ دیوانگی . . . !
و من این شاهکارِ را به قیمتِ همهٔ فصلهایِ قشنگِ زندگیم خریده ام . . .
تو هر چه میخواهی‌ مرا بخوان !
دیوانه !
خود خواه !
بی‌ احساس . . .
نمی فروشم !
فرستنده : رها

 

 

 

 

 

 

تنهایی یعنی اینکه اگه تا یه هفته گوشیتو خاموش کنی برات مهم نباشه
فرستنده : رها

 

 

 

 

 

 

تنهایی یعنی وقتی صحبت از مسافرت رفتن میشه ، اولین چیزی که به ذهنت برسه این باشه که هندزفری یادت نره . . .
فرستنده : رها

 

 

 

 

 

 

تو انجا تنهایی من اینجا مشکل از ما نیست !
نیمکت های دنیا را بد چیده اند . . .
فرستنده : دل آرام

 

 

 

 

 

 

دلم میخواهد کسی باشد ،
خوب باشد ،
مهربان باشد ،
بس باشد
و همه ی این بودن هایش
فقط برای من باشد ،
فقط برای من !
لعنت بر تنهایی . . .

 

 

 

 

 

 

تنهایی یعنی تو اتوبوس دانشگاه همه دو نفری نشستن و تو هستی و هندز فریت !

 

 

 

 

 

 

شب ها پرنده هایش می روند
روزها ستاره هایش
ببین ، آسمان هم که باشی ، باز تنهایی . . .

 

 

 

 

 

 

به تنهایم نخند !
من هم روزگاری کسی را داشتم
ساعت ها صحبت
ساعت ها چت
هزاران اس ام اس
کجایی که جوابشان را بدهی لعنتی . . .

 

 

 

 

 

 

آدمای تنها
آدمای سختگیری نیستن !
فقط ، آدم ” سخت ” گیر میارن . . .

 

 

 

 

 

 

وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشه بیشتر تنهاست
چون به هیچکس جز همان آدم فکر نمی کنه !

 

 

 

 

 

 

هیچ دردی بالاتر از این نیست که به قشنگترین آهنگ‌ های عاشقانه حسی نداشته باشی . . .
اونم فقط به خاطر تنهایی . . .

 

 

 

 

 

 

وقتی که سرت شلوغه ؛
وقتی که داری خوش میگذرونی ،
اون موقعه اگه به یادش بودی . . .
دوست داشتنت رو نشون دادی
وگرنه همه توو تنهاییشون
دنبال یه همدم میگردن

 

 

 

 

 

 

آهای سهراب !
قایق دیگر جوابگو نیست . . .
کشتی باید ساخت
اینجا مثل من تنها زیاد است !

 

 

 

 

 

 

ﺗﻨﻬﺎیی ﺣﻖ کسی ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﻣﻴﻜﻨﺪ
ﺍﻣﺎ ﻧﺼﻴﺐ کسی ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻛﻪ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ . . .
تنم انگار تابستان سرشت است
تن ِ تو اول ِ اردیبهشت است
دهانم ماه مرداد است در یزد
لبت، بانوی من ، “ یخ در بهشت ” است

 

 

 

 

 

 

تنهایی خیلی خوبه !
.
.
.
اما
.
.
.
دو نفرش . . .

 

 

 

 

 

 

ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﻟﺖ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺷﻪ .
ﺩﯾﮕﻪ ﺣﺘﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﯼ ﺍﯾﻨﻮ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺸﻨﻮﯼ
” ﭼﺮﺍ ﻣﺴﯿﺠﻤﻮ ﺩﯾﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﯼ ؟ ”
ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺻﻦ ﺩﻟﺖ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩ ﯾﻪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﺕ ﺭﻭ ﺻﺮﻑ
ﺍﯾﻦ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﺘﻘﺎﻋﺪﺵ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﯾﺎ ﻧﻪ .
ﮔﻮﺷﯿﺘﻮ ﻣﯿﻨﺪﺍﺯﯼ ﯾﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻣﯿﺮﺳﯽ .
ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩ ﺗﺎ ﺩﯾﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﭼﺖ ﮐﻨﯽ .
ﯾﻪ ﺷﺎﺭﮊ ﺩﻭ ﺗﻮﻣﻨﯽ ﮐﻢِ ﮐﻢ ﯾﻪ ﻫﻔﺘﻪ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ ﻭﺍﺳﺖ .
ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﺪﻭﻡ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﺕ ، ﭼﻪ ﭘﺴﺮ ﺑﺎﺷﻦ ﻭ ﭼﻪ ﺩﺧﺘﺮ ،
ﺭﺍﺣﺖ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﯾﻨﻢ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﭘﺲ ﻓﺮﺩﺍ
ﺑﮕﻪ ” ﻓﻼﻧﯽ ﮐﯽ ﺑﻮﺩ ؟ ”
ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺍﻧﻘﺪ ” ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺖ ” ﻭﺍﺳﺖ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﻣﯿﺸﻪ ﮐﻪ
ﺩﯾﮕﻪ ﺟﺎﯼِ ﺧﺎﻟﯽِ ﮐﺴﯽ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺣﺲ ﻧﻤﯿﺸﻪ . . .

اس ام اس و دلنوشته غمگین با موضوع تنهایی



دو شنبه 15 مهر 1392برچسب:, :: 16:9 ::  نويسنده : вι ηαм & вι кαѕι       

 

گاهی دلت میخواد همه بغضهات از توی نگاهت خونده بشن !
میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری ، اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری ؛ یا جمله ای مثل : چیزی شده ؟!
اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر میکشی و با لبخندی سرد میگی : نه . . . هیچی . . . !

 .

 .

 .

 .

 .

 .

بارانی ات را بپوش و در آغوشم بگیر . . .
ابر ، ابر گریه دارم . . . !

 .

 .

 .

 .

 .

 .

کاش میدانستم چه کسی این سرنوشت را برایم بافته ، آنوقت به او میگفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای که بغضهایم را نمیتوانم فرو بدهم !

 .

 .

 .

 .

 .

 .

گریه نمی‌ کنم نه اینکه سنگم / گریه غرورم‌و بهم می‌ زنه
مرد برای هضم دلتنگی‌ هاش / گریه نمی‌کنه قدم می‌ زنه

 .

 .

 .

 .

 .

 .

یک وقت هایی یک چیزی بیخ گلوی آدم را می چسبد . . .
حرفی . . .
فریادی . . .
بغضی . . .

 .

 .

 .

 .

 .

 .

خوبم ، باور کنید . . .
اشکها را ریخته ام ، غصه ها را خورده ام ، نبودنها را شمرده ام . . .
این روزها که میگذرد خالی ام ، خالی از خشم ، نفرت ، دلتنگی و حتی از عشق . . .
خالی ام از احساس . . . !

 .

 .

 .

 .

 .

 .

هنوزم دستای گرمت / جای امنی واسه گریه‌ ست
تو قشنگی مثل بارون / من دلم پر از گلایه‌ ست
هنوزم تو این هیاهو / توی این بغض شبونه
من و گنجشکای خونه / دیدنت عادتمونه

 .

 .

 .

 .

 .

 .

دلتنگی پیچیده نیست !
یک دل ، یک آسمان ، یک بغض و آرزوهای ترک خورده . . .
به همین سادگی . . .

 .

 .

 .

 .

 .

 .

قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض
صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض
یک طرف خاطره ها
یک طرف پنجره ها
در همه آوازها ، حرف آخر زیباست
آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم ؟
حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست . . .

 .

 .

 .

 .

 .

 .

انسان در حال گریه کردن به دنیا می‌ آید و وقتی به اندازه کافی گریه کرد از دنیا می‌رود . . . !

 .

 .

 .

 .

 .

 .

دلم شکست ! عیبی ندارد شکستنی است دیگر ، می شکند !
اصلا فدای سرت ، قضا و بلا بود از سرت دور شد !
اشکم بی امان می ریزد ، مهم نیست ، آب روشنی است !
خانه ات تا ابد روشن عشق من . . .

 .

 .

 .

 .

 .

 .

به جای پاک کردن اشکهایمان ، آنهایی که باعث گریه مان می شوند را پاک کنیم . . . !

 .

 .

 .

 .

 .

 .

بغض کردم و گفتم :
” زن که باشی . . . ” گاهی بی دلیل اشک می ریزی ،
و با تمام تلاشت ، ریز ریز خرد میشی . . . !
آروم آروم اشکامو پاک کرد و با صدای خسته گفت :
” مرد که باشی . . . ” بیشتر و بیشتر تلاش میکنی ،
بی صدا خرد میشی ، حق اشک ریختن هم نداری . . .

 .

 .

 .

 .

 .

 .

همیشه لازم نیست راه دوری رفته باشی !
میتوانی همین جا پشت تمام بغضهایت ، گم شده باشی . . .

 .

 .

 .

 .

 .

 .

وقتی یه دختر به خاطر یه پسر اشک میریزه ، یعنی واقعن عاشقشه ، اما . . .
وقتی یه پسر به خاطر یه دختر اشک بریزه ؛ یعنی هیچ وقت دیگه نمیتونه دختر دیگه ای رو مثل اون دوست داشته باشه . . .

 .

 .

 .

 .

 .

 .

به روی زندگی دو خط زرد می کشم
و چشم عاشق تو را که گریه کرد می کشم
تو رفتی و بدون تو کسی نگفت با خودش
که من بدون چشم تو چقدر درد می کشم . . .

 .

 .

 .

 .

 .

 .

غریب یعنی :
کسی که تنها پناه خستگیش همین کلمات پر از بغض اند . . .

اس ام اس های اشک و گریه - www.TakPayamak.com



دو شنبه 15 مهر 1392برچسب:جملات گلایه کردن, :: 12:38 ::  نويسنده : вι ηαм & вι кαѕι       

من

تو

ما

یادت هست؟.....تمام شد!

حالا

تو 

او

شما....

من هم به سلامت!



دو شنبه 15 مهر 1392برچسب:جملات خیانت, :: 12:34 ::  نويسنده : вι ηαм & вι кαѕι       

دوستم! پیراهنم را بزن بالا!

کمرم را دیدی؟

نترس چیزی نیست...!

اینها جایه خنجر هست من نفهمیدم در رفاقت چه شد!

تو مواظب خودت باش!



دو شنبه 15 مهر 1392برچسب:جملات تنهایی, :: 12:30 ::  نويسنده : вι ηαм & вι кαѕι       

آمدی چه زیبا

گفتم دوستت دارم چه صادقانه

پذیرفتی چه فریبنده،نیازمندت شدم چه حقیرانه

به خاطر یه کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه

و من سوختم چه عاشقانه

واژه غریب خداحافظ به میان آمد چه بی رحمانه



دو شنبه 15 مهر 1392برچسب:جملات خداحافظی, :: 12:27 ::  نويسنده : вι ηαм & вι кαѕι       

برو باشد

ولی من هم خدا!

عالمی دارم

من از دنیا گله مندم

ببین یه خواهش دارم مرا در خود کمی حل کن

نگو رفتم خداحافظ کمی دیگر معطل کن!



دو شنبه 15 مهر 1392برچسب:جملات خداحافظی,جملات تنهایی, :: 12:23 ::  نويسنده : вι ηαм & вι кαѕι       

این قصه هم رسید به پایان خداحافظ

جون تو و خاطره هایه مان خداحافظ

من میروم اینو بدون.......اما.......برایم دعا کن

در اولین نم نم باران خداحافظ